كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

164

ده سفرنامه ( فارسى )

ما از پله‌هاى تالار بالا رفتيم و در جائى كه برايمان در نظر گرفته شده بود نشستيم ، و نامه‌اى كه از طرف فرمانفرماى هند داشتيم در سينى طلا گذاشته شد و قرائت گرديد . سپس اعليحضرت جوياى حال و سلامتى پادشاه انگلستان و فرمانفرماى هند شدند و آنگاه مخصوصا مايل بود كه بداند در قلمرو ايران با ايلچى چگونه رفتار شده است و به علاوه در اين كشور چه چيز نظر او را به خود جلب نموده است ايلچى به تمام اين پرسشها جواب لازم و مقتضى داد و بعد از بيست دقيقه در كمال خوشحالى به اتفاق فتحعلى خان نوائى ( 5 ) ميهماندار از پيشگاه اعليحضرت مرخص شديم . و بعدها رضايت‌خاطر شاه شاهان از اين شرفيابى توسط صدراعظم به ايلچى و هيئت همراه ابلاغ گرديد . چند روز بعد ايلچى براى بار دوم اجازه شرفيابى يافت تا هداياى نفيس و گرانبهاى فرمانفرماى هند را كه در ميان آنها تعدادى آئينه قدى وجود داشت به حضور شاه تقديم نمايد در باريابى دوم تغييراتى در مراسم داده شد بدين معنى كه ما در اطاق سليمان خان قاجار معطل نمانديم و از طرفى سليمان خان چه هنگام رفتن و چه موقع برگشتن جلو پاى ما بلند شد و از طرفى هيچگونه كشمكش يا تشريفات ديگرى در اين باريابى وجود نداشت دربار هنوز بيش از دفعه قبل مملو از فراش و خدمتگزار بود و شاه نيز اين‌بار لباسهاى نفيس و گرانبهائى بر تن داشت . كمى بعد از نشستن ريز هدايا و پيشكش‌ها قرائت شد هنگامى كه يكى از وزراء مىخواست نام افرادى را كه مىبايست هدايا را دريافت نمايند بخواند خيلى نگران شدم چرا كه او مىخواست نام كسى را در ريز دريافت‌كنندگان جاى دهد كه از لحاظ رتبه و مقام همپاى آنهائى كه هدايا را ارسال داشتند نبود بنابراين ايلچى اجازه نداد اين ترتيب عملى شود و به صدراعظم گفت اگر چنين